تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : دکتر صادق شیبانی
حوزه : اجتماعی, مقاله و یادداشت
شماره : 9521
تاریخ : ۱۱ بهمن, ۱۳۹۷ :: ۲۱:۵۱
تبعات تورم تورم دارای اثرات بازتوزیع ثروت و درآمد در جامعه است و در شرایط تورمی کسانی که درآمدهای ثابت در اختیار دارند معمولا متضرر می شوند.

مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین امید زاگرس است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید. تورم دارای اثرات بازتوزیع ثروت و درآمد در جامعه است. در شرایط تورمی کسانی که درآمدهای ثابت در اختیار دارند معمولا متضرر می شوند. به عنوان مثال در مقاطعی که دولت به دلیل محدودیت شدید بودجه قادر به شاخص بندی دستمزد کارمندان همراه با تورم نبود، وضعیت کارمندان با توجه به نرخ تورم نسبت به شاغلین آزاد روز به روز بدتر می شود اما در سال هایی که دولت سالانه حقوق کارمندان را به اندازه تورم افزایش می دهد این مسئله رخ نمی دهد. در شرایط تورمی، سیاست گذاری های غلط دولت ها تشدید می شود. علت این امر این است که در فضای تورمی، فشار افکار عمومی بر مسئولین و سیاست گذارهای اقتصادی شدید می شود و سیاست گذاران اقتصادی و مسئولین سیاسی برای اتخاذ سیاست های مقطعی و در عین حال مضر بسیار وسوسه می گردند. یک نمونه رایج چنین سیاست هایی، سیاست کنترل قیمت است که از پیامدهای تورم به شمار می رود. در اینجا ضروری است تا تفکیکی میان تورم پیش بینی شده و تورم پیش بینی نشده قائل شویم. معمولا اگر تورم از پیش مشخص و پیش بینی شده باشد، هزینه هایش بسیار کمتر می شود چرا که مردم از طریق شاخص بندی می توانند خود را با شرایط تورمی تعدیل و سازگار کنند و پیامدهای تورم را کاهش دهند. مثلا وقتی بدانیم که بانک مرکزی قرار است سالانه ۱۵ درصد تورم ایجاد کند، به طور خود به خود قیمت نهاده های تولید و محصولات ۱۵ درصد افزایش می یابد و قرارداد دستمزدها نیز با ۱۵ درصد افزایش تمدید می شود. کم کم افراد در هنگام قرض دادن یا قرض گرفتن پدیده تورم را لحاظ می کنند. حداکثر هزینه ای که در چنین شرایطی به اقتصاد وارد می شود هزینه های ناچیزی چون هزینه تغییر قیمت و هزینه مراجعه زیاد به بانک جهت نگه داری نقدینگی لازم برای مبادلات روزمره است. در مقابل پدیده تورم که رشد قیمت هاست، پدیده تورم منفی قرار دارد. تورم منفی به معنی کاهش قیمت هاست. خیلی از مردم تصور می کنند که پدیده کاهش قیمت ها یک ایده آل است در حالی که اقتصاددانان بر عکس، پدیده کاهش قیمت ها را امری خطرناک و مذموم می دانند و نگران هستند که مبادا در اقتصاد این مشکل رخ دهد. مردم که از پدیده کاهش قیمت استقبال می کنند صرفا منفعت خود را در نظر می گیرند اما اقتصاددانان منفعت کل اقتصاد را لحاظ می کنند. وقتی که قیمت ها رو به کاهش باشد، خانوارها ترجیح می دهند تا خریدهای خود را تا جای ممکن به تعویق بیندازند و این امری است که برای بنگاه های تولیدی زیان بار است. پدیده کاهش قیمت به دلیل کاهش درآمدهای تولیدکنندگان به بخش عرضه اقتصاد آسیب می زند. از سوی دیگر شرایط تورمی به نفع وام گیرنده و به زیان وام دهنده است، چرا که ارزش پولش کم می شود. دقیقا عکس این حالت در حالت تورم منفی رخ می دهد. در تورم منفی وام گیرنده متضرر شده و وام دهنده منتفع. حال اگر فرض کنید که وام گیرنده بنگاه های تولیدی باشند، می توانید تصور کنید که بخش عرضه در چه وضعیت وخیمی قرار خواهد داشت. از یک سود درآمدش کاهش می یابد و از سوی دیگر گویی بدهی اش در حال بزرگ شدن است. به همین دلیل اقتصاددانان یک تورم خفیف زیر ۵ درصد را برای اقتصاد مناسب ارزیابی می کنند اما تورم های دو رقمی و بالاتر و یا تورم منفی را به زیان اقتصاد می دانند. ________________________ دکتر صادق شیبانی مدرس دانشگاه در حوزه کارآفرینی و اقتصاد

© 2019 تمام حقوق این سایت برای پایگاه خبری تحلیلی امید زاگرس محفوظ می باشد.